تنها
و پر از کوچ پرندگانی که هنوز نیامده هند
گلویم را بغضی به اسارت برده است
بی تو تمام من تمام تنهائیست....

زندگی یعنی یک سار پرید
از چه دل تنگ شدی؟!
دلخوشی ها کم نیست
مثلا این مهتاب...
و پر از کوچ پرندگانی که هنوز نیامده هند
گلویم را بغضی به اسارت برده است
بی تو تمام من تمام تنهائیست....

زندگی یعنی یک سار پرید
از چه دل تنگ شدی؟!
دلخوشی ها کم نیست
مثلا این مهتاب...
زندانی است
همه احساساتم
به حبس ابد محکوم شده اند
باز آ...
که قفل قفس تنهائیم
خواهد شکست
بیدار باش
من با سبدی پر از بوسه می آیم
و آنرا قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم
تا بدانی که
دوستت دارم
((فدای چشای قشنگت))

که با گل واژه ی حرفات قلب عاشق رو شکستی
تو یه اتفاق خوبی،یه تولد دوباره
تو تموم ناتمومی واسه احساس ستاره
چه قشنگ و بی بهونه قفل عاشقی رو بستی
ساده مثل یه ترانه رو لب دلم نشستی
حالا هر جا هر کی هستی تو بدون آروم جونی
دست تقدیر این چنینه با منه خسته بخونی...
اگه باید تا همیشه هی مثه ابرا ببارم
اگه رنگ آسمونم جای آبی رنگ دوده
اگه سبزی تن من پر غنچه ی کبوده
اگه شعله ی تن من همیشه رنگ سیاهه
اگه شونه ی نحیفم زخمی بار گناهه
من یه بغضم تو یه تسکین
من کویرم و تو دریا
تو بمون با من عاشق
تو بمون مثل یه رویا

نظر یادتون نره.دوستتون دارم
فعلا بای...